X
تبلیغات

تصویر ثابت

ای خدا دلم گرفته

ای خدا دلم گرفته

خدا به ما آدم ها کمک کن کمک کن

لیست بعضی از مقالات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

کمپین رهروان غدیر

 

لیست بعضی از مطالب

استدلال به آیه مباهله.docx

 

اهمیت واقعه مباهله.docx

 

داستان تفسیری مباهله.docx

 

مقالات مباهله.rar

 

http://bandinternety.persiangig.com/gadir/mobahele/

 

 

کمپین رهروان غدیر

 

 

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:40  توسط بنده الکی  | 

فضائل اهل بیت(علیهم السلام) در آیه مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

کمپین رهروان غدیر

 

فضائل اهل بیت(علیهم السلام) در آیه مباهله

سؤال: در آیه مباهله چه فضائلى براى اهل بیت(علیهم السلام) نهفته است؟

جواب: در آیه مباهله و روایات مربوط به آن، فضایلى براى اهل بیت(علیهم السلام) نهفته است،که ما به برخى از آن ها اشاره مى کنیم:

الف) آیه مباهله دلالت دارد بر این که اهل بیت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) محبوب ترین افراد نزد اویند. و لذا بیضاوى در تفسیر آیه که فرمود: «فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را بیاورید» گفته است: «یعنى هرکدام از ما و از شما خود و عزیزترین اهلش را بیاورد.»(1)

ب) این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) این افراد را براى مباهله که موضع حسّاسى است و احتیاج به دعا دارد آورد، خود دلالت بر افضلیت آن ها بر دیگران دارد.

ج) پیامبر(صلى الله علیه وآله) به اهل بیتش فرمود: «إذا أنا دعوت فأمّنوا» هر گاه من دعا کردم شما آمین بگویید.

اسقف آن ها گفت: من در سیماى آنان چنین مى بینم که اگر آنان از خدا بخواهند که کوهى از کوه ها از جا کنده شود، خداوند چنین خواهد کرد، لذا با آن ها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد، و تا روز قیامت هیچ نصرانى در روى زمین باقى نخواهد ماند.(2) از این جا استفاده مى شود که حتى نصارا نیز پى به فضیلت آن بزرگواران برده بودند.

د) در این آیه خداوند امام على(علیه السلام) را نفس و جان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) معرفى کرده است(3) و این بلندترین تعبیرى است که مى توان در شأن آن حضرت(علیه السلام) آورد.

پی نوشتها:

1 ـ تفسیر بیضاوى با حاشیه شهاب، ج 2، ص 32.

2 ـ زمخشرى، کشاف، ج 1، ص 369 ; تفسیر مراغى، ج 2، ص 157.

3 ـ ترجمه امام على(علیه السلام) از تاریخ دمشق، ج 3، ص 90، ح 1131.

 

کمپین رهروان غدیر

 

 

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:36  توسط بنده الکی  | 

دوازده درس از مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

کمپین رهروان غدیر

 

دوازده درس از مباهله

درس‌هایی که از واقعه مباهله می‌گیریم:

1. از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.

2. پیشنهاد مباهله را کسی می‌دهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.

3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.

4. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.

5. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).

6. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).

7. علی بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)

8. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

9. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.

10. استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

11. اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.

12. قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.

 

کمپین رهروان غدیر

 

 

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:32  توسط بنده الکی  | 

آیه مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بزرگواران

این سری مقالات در مورد اثبات شان نزول آیه مباهله در مورد اهل بیت و احیای عید بزرگی مثل مباهله است

شما دوست عزیز می توانید هر یک از این مجموعه مقالات را که دوست دارید در وبلاگهای خودتان قرار دهید. پس از قرار دادن مقالات در وبلاگها و وب سایت های خود به ما خبر دهید

Qadirnet.com

Shia-sonni.com

Baralichegozasht86@yahoo.com

با تشکر فراوان

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:22  توسط بنده الکی  | 

بیشتر در مورد آیه مباهله بدانیم!

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

 

بیشتر در مورد آیه مباهله بدانیم!

بررسی کلمه مباهله:

مباهله در اصل از ریشه ی «بهل» به معنای رها کردن و قید و بند را از چیزی برداشتن است. از این رو، هنگامی که حیوانی را به حال خود واگذارند. و پستان آن را در کیسه قرار ندهند تا نوزادش بتواند به آزادی شیر بنوشد به آن «باهل» می گویند. و «ابتهال» در دعا، به معنای تضرع و واگذار کردن کار خود به خداست.

بنابراین، اگر در مواردی «مباهله» را به معنای «هلاکت، لعن و دوری از خدا» گرفته اند، به خاطر آن است که رها کردن و واگذار کردن بنده به حال خود، هلاکت و لعنت و دوری از درگاه خدا را به دنبال دارد.

این بود معنای «مباهله» از نظر ریشه ی لغوی، اما مفهوم آن در آیه ی مورد بحث نفرین کردن دو نفر به یکدیگر است؛ یعنی افرادی که درباره ی یک مسأله ی مهم مذهبی اختلاف نظر دارند، در یک جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرع کنند و از او بخواهند که طرف مقابل را که دروغگو است، رسوا ساخته و به سزای اعمال خود برساند

آیه مباهله چیست؟

سوره آل عمران، آیه 61: فمن حآجَّکَ مِن بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَعْنَتَ اللّهِ عَلىَ الْکاذِبینَ «هر گاه بعد از علم و دانشى که(درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»

خلاصه داستان مباهله:

در روایات اسلامی وارد شده است: هنگامی که پای مباهله به میدان آمد، نمایندگان مسیحیان «نجران» از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مهلت خواستند تا در این باره بیندیشند و با بزرگان خود به شور بنشینند. سرانجام نتیجه ی مشورت آن ها که از یک نکته ی روان شناسی سرچشمه می گرفت، این بود که به افراد خود دستور دادند اگر دیدید محمد صلی الله علیه و آله و سلم با سر و صدا و جمعیت و جار و جنجال به مباهله می آید، نترسید و با او مباهله کنید؛ زیرا معلوم است حقیقتی در کار او نیست و از این رو؛ به جار و جنجال متوسل شده است؛ ولی اگر دیدید با افراد محدود و به همراه نزدیکان و فرزندان خردسالش به میعادگاه آمد، بدانید که او پیامبر خدا است و از مباهله با او بپرهیزید که خطرناک است.

بر این اساس، آن ها طبق قرار قبلی به میعادگاه رفتند، ولی ناگاه دیدند که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در حالی که فرزندانش حسین علیه السلما را در آغوش دارد و دست حسن علیه السلام را دست گرفته، و علی و فاطمه علیهما السلام نیز همراه او هستند، رو به سوی میعادگاه روان است. و در این حال، به آنان سفارش می کند که هر گاه من دعا کردم شما «آمین» بگویید. مسیحیان هنگامی که این صحنه را مشاهده کردند، سخت به وحشت افتاده و از اقدام به مباهله خودداری کردند، لذا حاضر به مصالحه شده و به شرایط ذمه (عدم تظاهر به خوردن گوشت خوک و شرابخواری، زنا و ازدواج با زنانی که ازدواج کردن با آن ها در اسلام حرام است) تن در دادند

مباهله در روایات و تفاسیر اهل سنت:

علماى اهل سنت شأن نزول آیه مباهله رابه طریق مختلف در کتب روایى و تفسیرى خود نقل کرده اند که در اینجا به برخى از سندهاى صحیح آن اشاره مى کنیم:

مسلم نقل کرده که معاویة بن ابى سفیان، سعد بن ابى وقاص را خواست و گفت: چه چیز تو را مانع شده که ابو تراب را سبّ نکنى؟ گفت: سه فضیلت را رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره علىّ(علیه السلام) بیان داشته که با وجود آن ها هرگز على(علیه السلام) را سبّ نخواهم کرد، واگر یکى از آن ها براى من بود از شترهاى گران قیمت نزد من ارزشمندتر بود... یکى آنکه هنگامى این آیه نازل شد: ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خواست و عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند»

برخی از منابع شان نزول آیه مباهله در کتب اهل سنت:

ولما نزلت هذه الآية فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم دعا رسول الله صلى الله عليه وسلم عليا وفاطمة وحسنا وحسينا فقال اللهم هؤلاء أهلي

صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 7 - ص 120 121- دار الفكر

سنن الترمذي - الترمذي - ج 4 - ص 293 294- دار الفكر

نظم درر السمطين - الزرندي الحنفي - ص 108

معرفة علوم الحديث - الحاكم النيسابوري - ص 50- منشورات دار الآفاق الحديث

عمدة القاري - العيني - ج 18 - ص 27- دار إحياء التراث العربي

فتح القدير - الشوكاني - ج 1 - ص 348- عالم الكتب

شواهد التنزيل الحاكم الحسكاني ج 1 ص 160- مجمع إحياء الثقافة الإسلامية

تفسير ابن كثير ابن كثير ج 1 ص 379- دار المعرفة

الدر المنثور جلال الدين السيوطي ج 2 ص 39- دار المعرفة

إمتاع الأسماع المقريزي ج 6 پاورقى ص 6- دار الكتب العلمية

الفصول المهمة في معرفة الأئمة ابن الصباغ ج 1 پاورقى ص 114- دار الحديث

تفسير القرطبي القرطبي ج 4 ص 104- مؤسسة التاريخ العربي

تاريخ الإسلام الذهبي ج 3 ص 627- دار الكتاب العربي

مطالب السؤول في مناقب آل الرسول (ع) محمد بن طلحة الشافعي ص 38

مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 1 - ص 185- دار صادر

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 16- دار الفكر

المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 108- مؤسسة النشر الإسلامي

ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 1 - ص 136- دار الأسوة

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 - ص 150

السنن الكبرى - البيهقي - ج 7 - ص 63- دار الفكر

حال از شما مخاطب گرامی یک سوال دارم؟

ثابت شد علی بن ابیطالب نفس پیامبر است. حال اگر کسی به این نفس پیامبر فحاشی کند. حکمش چیست؟

چرا نفس پیامبر باید بعد پیامبر و همسر بزرگوارش فاطمه بنت محمد در بین مردم جایگاهی نداشته باشد؟

علمای بزرگ اهل سنت از قبیل بخاری در صحیح بخاری چنین نگاشته اند که بعد از علی بن ابیطالب در زمان حیات فاطمه بنت محمد در بین مردم مقامی داشت اما بعد از اینکه از فاطمه از دنیا رفت دیگری مقامی بین مردم نداشت.

اینم متن روایت:

وکان لعلی من الناس وجه حیاه فاطمه، فلما توفیت استنکر علی وجوه الناس

و کان لعلی من الناس وجه حیاه فاطمه ——-مردم، توجهی، مادامی که فاطمه زنده بود، به علی داشتند.

فلما تووفیت، استنکر علی وحوه الناس ——–وقتی فاطمه در گذشت، مردم از علی روی برگردان شدند. ((علی از چشم مردم افتاد))

صحيح البخاري البخاري ج 5 ص 83- دارالفکر

صحيح مسلم مسلم النيسابوري ج 5 ص 154- دارالفکر

مگر این اصحاب و مردم نشنیده بودند روایات در شان علی بن ابیطالب را؟

مگر نشنیده بودند که علی نفس پیامبر است؟

تفسير ابن كثير ابن كثير ج 1 ص 379- دارالمعرفه

مگر نشنیده بودند که حب علی بن ابیطالب دلیل بر حلال زادگی هست؟

تاريخ مدينة دمشق ابن عساكر ج 42 ص 287- دارالفکر

مگر نشنیده بودند که پیامبر علی را کسی معرفی کرد که خدا و رسولش را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند؟

صحيح البخاري البخاري ج 4 ص 5- دارالفکر

صحيح مسلم مسلم النيسابوري ج 5 ص 195- دارالفکر

و صدها روایات دیگر در شان علی بن ابیطالب در کلام حضرت رسول.

چرا چنین کردند؟

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:18  توسط بنده الکی  | 

آیه مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

 

آیه مباهله

در ابتدا لازم است به نكاتی اشاره شود:

1ـ معنای لغوی مباهله: در اصل از ماده «بهل» بر وزن «اهل» به معنای رها كردن است. به همین جهت هنگامی كه حیوان را، به حال خود واگذارند، و پستان آن را برای جلوگیری از نوشیدن نوزادش در كیسه قرار ندهند به آن حیوان «باهل» می‌گویند و «ابتهال» در دعا به معنای تضرع و واگذاری كار بر خدا است و گاه این واژه را به معنای «هلاكت و لعن و دوری از خدا» معنی كرده‌اند، آن نیز به خاطر رها كردن و واگذار نمودن بنده به جای خویش و خروج از سایه لطف خدا است[1].

2ـ حقیقت مباهله: مباهله به معنی نفرین كردن دو نفر به همدیگر است، به این ترتیب كه وقتی استدلالات منطقی در مسئله دینی سودی نداشت، در یك جا جمع می‌شوند، و به درگاه خدا تضرع و از او می‌خواهند كه دروغگو را رسوا سازد و مجازات كند.[2]

3ـ ترجمه آیه مباهله: «هر گاه بعد از علم و دانش كه درباره مسیح به تو رسیده، كسانی با تو به بحث و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت می‌كنیم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را فرا می‌خوانیم شما هم، زنان خویش را، ما از نفوس خویش دعوت می‌كنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله می‌كنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می‌دهیم.»[3]

بعد از این مقدمه، به این مطلب اشاره می شود كه مباهله چه ارتباطی با امام علی ـ علیه السّلام ـ و فرزندان او دارد؟

1ـ ابوالفرج اصفهانی، می‌گوید، كه گروهی از نصارای نجران كه در میانشان اسقف آنان و عاقب و ابوحبش و سید و قیس، و عبدالمرح و... بودند به مدینه آمدند، ابتداء به بیت المدارس یهود... و بعد همراه یهودیان به نزد پیامبر اكرم - صلی الله علیه وآله - آمدند، و سئوالاتی از حضرت نمودند، و بعد از شنیدن پاسخ دست از لجاجت برنداشتند، تا اینكه آیه مباهله نازل شد و بعد از خواندن آیه و پیشنهاد مباهله، اسقف نجرانیان گفت: این منصفانه است. پیامبر فرمودند: فردا با یكدیگر مباهله می‌كنیم. یهودیان از مباهله منصرف شدند، و مسیحیان هم بین خود گفتگوهای زیادی نمودند. عده‌ای گفتند: ما می‌دانیم حق با اوست مباهله نكنیم و الا هلاك می‌شویم. «عاقب» و «سید» كه اسقف نجرانیان بودند، گفتند: اگر محمد با اصحابش برای مباهله آمدند، یقیناً پیامبر نیست ولی اگر با خانواده‌اش آمد، تحقیقاً پیامبر است. فردای آن روز بعد از اذان صبح حضرت برای مباهله آماده شد. حضرت علی- علیه السلام - را در سمت راست خود امام حسن- علیه السلام - را در سمت چپ خود، و امام حسین- علیه السلام - را در سمت راست علی و حضرت فاطمه- سلام الله علیها - را در عقب سر خود قرار داد، عاقب وقتی چنین دید به سید گفت:

با محمد مباهله نكن. چون اگر این كار را انجام بدهی نه ما نجات می‌یابیم و نه اعقاب ما.[4] زمخشری اضافه می‌كند كه حضرت خود و همراهان (علی و حسنین و فاطمه - علیهم السلام-) زیر كسایی قرار گرفتند. سپس فرمود: «یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت» خداوند اراده فرموده است تا پلیدی را از شما اهلبیت ببرد.[5]

اما قسمت دوم شبهه: اولاً فرزندان حضرت علی - علیه السلام - به عنوان فرزند پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و خود حضرت علی - علیه السلام - بمنزله جان پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ خوانده شده است. در روایات عامه معنی شده كه یعنی اطاعت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ اطاعت از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ است جدایی از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ جدایی از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ می‌باشد و پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: تو از منی، و من از تو، و علی بمنزله سر من می‌باشد، نسبت به تنم.[6] آیا این عظمت كمی است؟ آنهم با لفظ جمع «ابنائنا» و «انفسنا» كه دلالت بر عظمت آنها دارد. و ثانیاً در مقابل یهودیت و مسیحیت از مردان، سه نفر انتخاب شد، كه نشان می‌دهد، بهترین انسانها و عزیزترین افراد در نزد پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ باید باشند. چون پای مكتب و آبروی اسلام در بین بود آیا این فضیلت نیست؟

زمخشری می‌گوید: آیه، دلالت بر بلند مرتبگی و قرب منزلت اصحاب كساء دارد... در پایان می‌گوید: «وفیه دلیل لاشیء اقوی منه علی فضل اصحاب الكساء علیهم اسلام» در ترتیب آیه و بیان آن دلیلی بر برتری اصحاب كسأ وجود دارد، كه چیزی قویتر و بالاتر از آن نداریم.[7] گذشته از این كسانی كه در مباهله شركت می‌كنند، باید به حقانیت راه خود یقین كامل داشته باشند و استجابت دعای خود را یقینی بدانند و این مستجاب الدعوه بودن، مقام بلندی است كه جز مقربان درگاه خداوند بدان نمی‌رسند. و فخررازی از محمود حمصی از علمای شیعه چنین نقل می‌كند كه او با استفاده از این آیه اثبات می‌كرد كه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ بعد از پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ از همه انبیاء وحی، افضل است... چون آیه می‌گوید: حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به منزله نفس و شخص حضرت محمد - صلی الله علیه وآله - است به یقین عین او نیست ولی در تمام جهات (بجز مقام نبوت...) در جهات دیگر همانند او است. از سوی دیگر می‌دانیم پیامبر از همه انبیاء افضل بود پس حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نیز می‌باید افضل باشد، و سپس اضافه می‌كرد كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: هر كس می‌خواهد آدم را در مقام علمیش و نوح را در طاعتش، و ابراهیم را در دوستی و مقام خلیل اللهی‌اش، و موسی را در هیبتش و عیسی را در صفوتش ببیند، به حضرت علی نگاه كند.در حقیقت این حدیث می‌گوید: آنچه خوبان به طور جداگانه داشته‌اند او تنها و یكجا دارد.[8]

نتیجه اینكه؛ آیه شریفه مباهله بنا به نقل فریقین در شأن امام علی،حضرت فاطمه و فرزندانش- علیهم السلام- نازل شده و بیانگر فضیلت بسیار بزرگی از سوی خداوند متعال برای آنها است.

پی نوشتها:

[1] - ر.ك: حسین، راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القران، (دفتر نشر الكتاب، دوم، 1404) ص 63 و رك: آیت الله مكارم شیرازی با همكاری جمعی از دانشمندان، پیام قرآن (قم، انتشارات نسل جوان، دوم، 1374) ج9، ص 242 و رك: محمود زمخشری، الكشاف، (بیروت دارالكتاب العربی، سوم، 1407) ج1، ص 368.

[2] - پیام قرآن (پیشین) ج9، ص 242.

[3] - آل عمران/61.

[4] - ر.ك: ابوالفرج اصفهانی، الاغانی (بیروت، دارالكتب العلمیه، 1412 ق) ج12، ص 6-10 و ر.ك: عبیدالله حاكم حكانی، شواهد التنزیل بقواعد التفضیل (بیروت، مؤسسه الاعلمی، 1392 هـ) ج1، حدیث 174.

[5] - الكشاف (پیشین) ج1، ص 369.

[6] - متقی هندی، كنز العمال (بیروت، مؤسسه الرساله، پنجم، 1405 هـ) ج11، ص 599 و 603 و 614.

[7] - الكشاف (پیشین) ج1، ص 370 مدارك زیادی برای حدیث فوق نقل شده است كه به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

1ـ مسلم بن حجاج، نیشابوری، صاحب «صحیح» معروف كه از كتب شش گانه مورد اعتماد اهل سنت است (عصر، چاپ محمدعلی جیح) ج7، ص 120. 2ـ احمدبن حنبلی (چاپ مصر) ج1، ص 185. 3ـ طبری، تفسیر طبری و مصر، میمنیه) ج3، ص 192. 4ـ حاكم، مستدرك (ركن حیدرآباد) ج3، ص 150. 5ـ حافظ ابونعیم اصفهانی، دلائل النبوه (چاپ حیدرآباد) ص 297. 6ـ واحدی نیشابوری اسباب النزول، (مصر، چاپ الهندیه) ص 74. 7ـ فخررازی، تفسیر كبیر، (مصر چاپ البهیه) ج8، ص 85. 8ـ ابن اثیر، جامع الاصول، (مصر، طبع سنه المحمدیه) ج9، ص 470، و ابن جوزی قاضی بیضاوی طنطاوی، برای اطلاع بیشتر شود به المراجعات ص 128-126 و الغدیر علامه امینی، ج7، ص 129-124 و كتاب فاطمه زهرا نامبرده (انتشارات استقلال) ص70 و پیام قرآن (پیشین) ج9، ص 244-248. حاكم نیشابوری، ‌معرفه علوم الحدیث (هند ركن) مطبعه مجلس دائره المعارف العنمانیه 1385) نوع17، ص 63.

[8] - پیام قرآن (پیشین) ج9، ص 251 با تلخیص كه كتاب مذكور نقل نموده است از تفسیر كبیر فخررازی، ج8، ص 81.

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:15  توسط بنده الکی  | 

آیه مباهله و فرزندان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

 

آیه مباهله و فرزندان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)

سؤال: آیا با توجه به آیه مباهله مى توان اثبات نمود که امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) دو فرزند رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هستند؟

جواب: خداوند متعال مى فرماید: (فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ)(1)[ بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت مى کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت مى نماییم، شما هم زنان خود را»] ؟!

این آیه به صراحت مى گوید : امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) دو فرزند پیامبر اقدس(صلى الله علیه وآله) هستند .

رازى در تفسیر خود(2) مى نویسد :

آیه مباهله دلالت مى کند بر اینکه حسن و حسین دو فرزند رسول خدا(صلى الله علیه وآله) هستند; زیرا آن حضرت وعده داد ، فرزندانش را [براى مباهله] بخواند، و حسن و حسین را آورد، پس این دو فرزندان او هستند. و یکى از مواردى که این مطلب [نوه دخترى فرزند انسان محسوب مى شود] را تأکید مى کند سخن خداوند در سوره أنعام است: (وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیَْمانَ) تا آنجا که خداوند مى فرماید: (وَیَحْیَى وَعِیسَى)(3) ; زیرا معلوم است که نسبت عیسى به ابراهیم به وسیله مادر است; پس ثابت شد که گاهى نوه دخترى، فرزند نامیده مى شود; والله اعلم.

و شاهد بر این لغتِ قرآن مجید و اینکه نوه دخترى حقیقتاً فرزندِ پدرِ دختر است ، این سخنان است که از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده:

1 ـ «أخبرنی جبریل : أنّ ابنی هذا ـ یعنی الحسین ـ یُقتل» [جبرئیل به من خبر داد که این فرزندم ـ یعنى حسین ـ کشته مى شود] . و در روایتى دیگر آمده است : «إنّ اُمّتی ستقتل ابنی هذا»(4) [ اُمّت من این فرزندم را مى کشند] .

2 ـ درباره امام حسن(علیه السلام) فرمودند: «ابنی هذا سیّد»(5) [ا ین فرزندم آقا و سرور است] .

3 ـ به على(علیه السلام) فرمودند : «أنت أخی وأبو وُلدی»(6) [تو برادر و پدر فرزندانم هستى] .

4 ـ و سخن او(صلى الله علیه وآله) : «المهدیّ من ولدی وجهه کالکوکب الدرّیّ»(7) [مهدى از فرزندان من است و صورتش مانند ستاره درخشان است] .

5 ـ و سخن او(صلى الله علیه وآله) : «هذان ابنای من أحبّهما فقد أحبّنی»(8) [ این دو ـ یعنى حسن و حسین ـ دو فرزند من هستند ، هرکس آنها را دوست بدارد مرا دوست داشته است] .

6 ـ و به على(علیه السلام) فرمود : «أیّ شیء سمّیتَ إبنی؟ قال : ما کنتُ لأسبقک بذلک . فقال : وما أنا السابق ربّی فهبط جبریل ، فقال : یا محمّد! إنّ ربّک یقرئک السلام ویقول لک : علیّ منک بمنزلة هارون من موسى لکن لا نبیّ بعدک ، فسمّ ابنک هذا باسم ولد هارون»(9) [فرزندم را چه نام نهادى؟ گفت : من در این کار بر شما سبقت نمى گیرم. سپس پیامبر فرمود: من هم از پروردگارم سبقت نمى گیرم; پس جبرئیل فرود آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت سلام مى رساند و مى گوید : على نسبت به تو مانند هارون نسبت به موسى است ، امّا پیامبرى بعد از تو نیست پس این فرزندت را به اسم فرزند هارون نامگذارى کن] .

7 ـ و سخن امام حسن(علیه السلام) به ابوبکر وقتى بر منبر جدّش بود : «إنزل عن مجلس أبی» [ از جایگاه پدرم پایین بیا] . ابوبکر گفت : «صدقت إنّه مجلس أبیک» [راست گفتى اینجا جایگاه پدرت است] .

و در روایتى آمده است : «إنزل عن منبر أبی»(10) [ از منبر پدرم پایین بیا] . و ابوبکر گفت: «منبر أبیک لا منبر أبی» [ این منبر پدرت است نه منبر پدر من] .

8 ـ و سخن امام حسین(علیه السلام) به عمر : «إنزل عن منبر أبی» [ از منبر پدرم پایین بیا] . پس عمر گفت: «منبر أبیک لا منبر أبی مَنْ أمرک بهذا؟!»(11) [ این منبر پدرت است نه منبر پدر من ، چه کسى به تو امر کرده که چنین بگویى؟!] .

واینها همه شاهدند بر اینکه حسنین(علیهما السلام)، فرزند رسول خدا(علیه السلام) محسوب مى شوند; و با وجود این شواهد از قرآن و روایات چه چیز به برخى جرأت داده که آل اللّه را از فرزندى رسول خدا(صلى الله علیه وآله)خارج کنند؟!.(12)

پی نوشتها:

1 ـ آل عمران : 61 .

2 ـ التفسیر الکبیر 2 : 488 [8/81] ; و نیز مراجعه شود: الجامع لأحکام القرآن ، قرطبى 4 : 104 ; و 7 : 31 [4/67 ; و 7/22 ـ 23] .

3 ـ أنعام : 84 و 85 .

4 ـ [ترجمة الإمام الحسین(علیه السلام) از طبقات ابن سعد ، که چاپ نشده است : 44 ، ح 268] ; المستدرک على الصحیحین 3 : 177 [3/194 ، ح 4818] ; أعلام النبوّة، ماوردى : 83 [ص 137] ; الصواعق المحرقة : 115 [ص 192] .

5 ـ المستدرک على الصحیحین 3 : 175 [3/191 ، ح 4809] ; أعلام النبوّة ، ماوردى : 83 [ص 137] ; تفسیر ابن کثیر 2: 155 .

6 ـ ذخائر العقبى : 66 .

7 ـ ذخائر العقبى: 136 .

8 ـ المستدرک على الصحیحین 3 : 166 [3/181 ، ح 4776] ; تاریخ مدینة دمشق 4 : 204 [13/199 ، شماره 1383 ; و در مختصر تاریخ دمشق 7/12] ; کنز العمّال 6 : 221 [12/120] ، ح 34286 .

9 ـ ذخائر العقبى : 120 .

10 ـ الریاض النضرة 1 : 139 [1/175]; شرح نهج البلاغة 2 : 17 [6/42، خطبه 66]; الصواعق المحرقة : 108 [ص 177]; تاریخ الخفاء ، سیوطى : 54 [ص 75] ; کنز العمّال 3 : 132 [5/616، ح 14084 و 14085] .

11 ـ تاریخ مدینة دمشق 4 : 321 [14/175 ، شماره 1566 ; و در مختصر تاریخ دمشق 7/127] .

12 ـ شفیعى شاهرودى، گزیده اى جامع از الغدیر، ص 624.

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:12  توسط بنده الکی  | 

اهل سنت و شأن نزول آیه مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

 

اهل سنت و شأن نزول آیه مباهله

سؤال: علماى اهل سنت چه احادیثى در مورد شأن نزول آیه مباهله نقل کرده اند؟

جواب: علماى اهل سنت شأن نزول آیه مباهله(1) رابه طریق مختلف در کتب روایى و تفسیرى خود نقل کرده اند که در اینجا به برخى از سندهاى صحیح آن اشاره مى کنیم:

1 ـ ابن عساکر به سندش از ابى طفیل نقل کرده که امیر المؤمنین(علیه السلام) با اصحاب شورا مناظره کرده و جمله اى از فضایل و مناقبش را برای آنان بر شمرد; از آن جمله فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آیا در میان شما کسى نزدیک تر به رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در خویشاوندى هست؟ وکسى که رسول خدا او را نفس خود خوانده و فرزندان او را فرزندان خود و زنان او را زنان خود، خوانده باشد غیر از من وجود دارد؟» گفتند: بار خدایا، هرگز.(2)

2 ـ احمد بن حنبل نقل کرده . . . هنگامى که این آیه نازل شد ( نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ را دعوت کرد، آنگاه عرض کرد: بار خدایا! اینان اهل من هستند.(3)

3 ـ مسلم نقل کرده که معاویة بن ابى سفیان، سعد بن ابى وقاص را خواست و گفت: چه چیز تو را مانع شده که ابو تراب را سبّ نکنى؟ گفت: سه فضیلت را رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره علىّ(علیه السلام) بیان داشته که با وجود آن ها هرگز على(علیه السلام) را سبّ نخواهم کرد، واگر یکى از آن ها براى من بود از شترهاى گران قیمت نزد من ارزشمندتر بود... یکى آنکه هنگامى این آیه نازل شد: ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خواست و عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند.»(4)

4 ـ ترمذى نیز با همین سند و متن، این حدیث را نقل کرده، آن گاه تصریح به صحت آن نموده است.(5)

5 ـ حاکم نیشابورى از سعد بن ابى وقاص نقل کرده: هنگامى که این آیه: (ندْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ...)نازل شد، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین ـ رضى الله عنهم ـ را خواست، آن گاه عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند.»(6)

6 ـ طبرى از سدىّ در تفسیر آیه مباهله نقل کرده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آن هنگام دست حسن و حسین و فاطمه را گرفت و به علىّ(علیه السلام) گفت: دنبال ما بیا. او هم با آن ها به راه افتاد. در آن روز نصارا بیرون نیامدند و گفتند: ما مى ترسیم که این شخص پیامبر باشد و نفرین پیامبر مانند نفرین دیگران نیست.(7).

7 ـ مأمون عباسى روزى به امام رضا(علیه السلام) عرض کرد: مرا به نزدیک ترین فضیلت امیر المؤمنین(علیه السلام)خبر بده که قرآن بر آن دلالت دارد. حضرت فرمود: «فضیلت مباهله، خداوند ـ جل جلاله ـ فرمود: ( فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْکاذِبِینَ)، آن گاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) حسن و حسین که دو فرزند او به حساب مى آمدند دعوت کرد، ونیز فاطمه را که در موضع نساء او به حساب مى آمد خواست و نیز امیر المؤمنین(علیه السلام) را که به حکم خداوند ـ عزّ وجلّ ـ نفس او به حساب مى آمد دعوت نمود. و به تحقیق ثابت شده که احدى از خلق خدا جلیل تر و افضل از رسول خدا(صلى الله علیه وآله)نیست، پس واجب است که احدى افضل از نفس رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به حکم خداوند ـ عزّ وجلّ ـ نباشد....»(8)

پی نوشتها:

 

1 ـ سوره آل عمران، آیه 61: فمن حآجَّکَ مِن بَعْدِ ما جآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْناءَنا وَ أبْناءَکُمْ وَ نِسآءَنا وَ نِسآءَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَعْنَتَ اللّهِ عَلىَ الْکاذِبینَ «هر گاه بعد از علم و دانشى که(درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را; ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را; ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود; آنگاه مباهله کنیم; و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»

2 ـ ترجمه امام على(علیه السلام) از تاریخ دمشق، ج 3، ص 90، ح 1131.

3 ـ مسند احمد، ج 1، ص 185.

4 ـ صحیح مسلم، ج 7، ص 120.

5 ـ صحیح ترمذى، ج 5، ص 596، کتاب المناقب، مناقب علىّ(علیه السلام).

6 ـ مستدرک حاکم، ج 3، ص 150.

7 ـ جامع البیان، ج 3، ص 212 و 213.

8 ـ الفصول المختاره، ص 38.

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:9  توسط بنده الکی  | 

اثبات حدیث مباهله

بسم الله الرحمن الرحیم

الهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

کمپین رهروان غدیر

 

اثبات صحت حدیث مباهله

سؤال: از چه راه هایى مى توان صحت حدیث مباهله را اثبات نمود؟

جواب: حدیث مباهله را مى توان از طرق مختلف تصحیح کرد:

1 ـ وجود حدیث در صحاح(1):

ـ وجود حدیث در صحیح مسلم

ـ وجود حدیث در صحیح ترمذى

2 ـ تصریح به صحت حدیث:

ـ تصریح ترمذى به صحت حدیث

ـ تصریح حاکم نیشابورى به صحت حدیث با وجود شروط صحت بخارى و مسلم.

ـ تصریح ذهبى به صحت حدیث در «تلخیص المستدرک.»

ـ تصریح قاضى ایجى به صحت حدیث;

او مى گوید: « . . . مراد از ( أَنْفُسَنا) خود پیامبر نیست; زیرا انسان خودش را دعوت نمى کند، بلکه مراد به آن علىّ(علیه السلام)است، و اخبار صحیح و روایات ثابته نزد اهل نقل دلالت مى کند بر این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) علىّ(علیه السلام) را براى این مقام دعوت کرد. و به طور حتم نفس على همان نفس محمّد حقیقتاً نیست بلکه مراد مساوات در فضل و کمال است، تنها فضیلت نبوّت استثنا مى شود و این که ( أَنْفُسَنا) در بقیه کمالات حجّت است. پس علىّ(علیه السلام) با پیامبر(صلى الله علیه وآله) در هر فضیلتى به جز نبوّت مساوى است.

نتیجه این که: على(علیه السلام) افضل امت است.»(2)

3 ـ تصریح به تواتر حدیث:

حاکم نیشابورى در جایى دیگر مى گوید: «اخبار متواتر در تفاسیر از ابن عباس و دیگران روایت شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در روز مباهله دست على و حسن و حسین(علیهم السلام) را گرفته و فاطمه(علیها السلام) را پشت سر خود قرار داد. آن گاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرمود: این ها فرزندان ما و نفوس ما و زنان ما هستند، شما نیز نفوس خود و فرزندان و زنان خود را بیاورید آن گاه مباهله کرده و لعنت خدا را بر کافران قرار دهیم.»(3)

4 ـ تصریح به عدم خلاف:

جصاص مى گوید: «همانا راویان تاریخ و ناقلان آثار اتفاق کرده اند بر این که پیامبر(صلى الله علیه وآله) دست حسن و حسین و علىّ و فاطمه ـ رضى الله عنهم ـ را گرفت، و نصارا که با او به محاجّه برخاسته بودند را به مباهله دعوت کرد.»(4)

5 ـ تصریح به وثاقت راویان:

ابن طلحه شافعى مى گوید: «افراد «ثقة» و ناقلین «ثبت»، روایات نزول آیه مباهله را در حقّ علىّ و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) نقل کرده اند.»(5)

6 ـ ارسال مسلّم دانستن حدیث:

ابن اثیر در «الکامل» این حدیث را ارسال مسلّم کرده; یعنى آن را از مسلّمات حدیثى دانسته است.(6)

پی نوشتها:

 

 

1 ـ صحیح مسلم، ج 12، ص 129.

2 ـ شرح مواقف، ج 8، ص 367.

3 ـ معرفة علوم الحدیث، ج 1، ص 60.

4 ـ احکام القرآن، ج 2، ص 16.

5 ـ مطالب السؤول، ص 7.

6 ـ کامل ابن اثیر، ج 2، ص 293.

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/29ساعت 17:6  توسط بنده الکی  | 

کمپین رهروان غدیر

نص بر امامت در نهج البلاغه‏

 

سؤال: آیا در نهج البلاغه نشانى از وجود نص بر امامت على و فرزندان او هست؟

جواب:

اوّلًا: باید توجه نمود که شریف رضى گردآورنده سخنان و نامه هاى امام، همه سخنان ایشان را در موارد گوناگون، جمع نکرده و بیشترین توجه او، سخنان فصیح و بلیغ آن حضرت بوده است، لذا مجموعه سخنان امام را «نهج البلاغه» نامیده است. بنابراین اگر در این کتاب نشانى از وجود نص بر امامت امام و فرزندان او نباشد، دلیل بر نبود نص و دلیل از رسول خدا (ص) نیست.

ثانیاً: در نهج البلاغه کراراً مسأله وصایت و امامت حضرت و اهل بیت او مطرح شده و ما از میان سخنان فراوان آن حضرت به اندکى بسنده مى کنیم.

منزلت اهل بیت (علیهم السَّلام):

امام (ع) در خطبه دوم نهج البلاغه، منزلت اهل بیت (علیهم السَّلام) را چنین معرفى مى کند:

«مَوضِعُ سِرِّهِ وَلجأُ أَمْرِهِ وَعَیْبَةُ عِلْمِهِ وَموئِلُ حُکْمِهِ، وَکهُوفُ کُتُبهِ، وَجِبالُ دینِهِ؛ بِهِمْ اقامَ انْحِناءَ ظَهْرِهِ وَأَذْهَبَ ارتعادَ فَرائِضِهِ... لا یُقاسُ‏ بِآل مُحَمَّد (ص) مِنْ هذِهِ الأُمّة أَحد، ولا یُسوّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتهُمْ عَلَیْهِ أَبداً، هُمْ أَساسُ الدِّین وَعِمادُ الیَقینِ، إِلَیْهِمْ یَفى‏ءُ الغالى وَبِهِمْ یلحَقُ التالى وَلَهُمْ خَصائصُ حَقِ الوِلایَة وَفِیِهمُ الوَصیّةُ وَالوراثَةُ، الآنَ إِذْ رَجَعَ الحَقّ إِلى أَهْلِهِ وَنقل إِلى مُنتقَله».[1]

«جایگاه راز خدا، پناهگاه دین او، صندوق علم او، مرجع حکم او، گنجیینه هاى کتاب هاى او، و کوه هاى دین او مى باشند. به وسیله آنها پشت دین را راست کرد و تزلزلش را مرتفع ساخت... احدى از امت با آل محمد قابل قیاس نیست. کسانى را که از نعمت آنها متنعمند با خود آنها نتوان هم ترازو کرد، آنان رکن دین و پایه یقینند، تند روان باید به آنان (که میانه روند) برگردند و کند روان باید سعى کنند به آنان برسند، شرایط ولایت امور مسلمین در آنها جمع است و وصیت پیامبر درباره آنها است و آنان کمالات نبوى را به ارث برده اند، این هنگام است زمانى که حق به اهلش بازگشته به جاى اصلى خود منتقل گشته است».

چه نصى روشن تر از این که مى فرماید: «و فیهم الوصیة والوراثة».«وصیت رسول خدا و وراثت او در میان آنها است».

و نیز مى فرماید: «أیْنَ الّذینَ زَعَمُوا انّهُمُ الرّاسِخُونَ فِى العِلْمِ دُوننا، کذباً وَبَغْیاً عَلَیْنا ان رَفَعَنا اللّه وَوَضَعَهُمْ، وَأعْطانا وَحَرَّمهُمْ، وادخلنا وأخرجهُم، بِنا یُستَعطى ویُسْتَجلى العَمى، إِنَّ الأئِمَّة مِنْ قُریش غَرَسُوا فى هذا الْبَطْنِ مِنْ هاشِم لا تصلح عَلى سِواهُمْ وَلا تصلح الوُلاةَ من‏ غَیْرِهِمْ».[2]

«کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد».

سخنان حضرت درباره حقانیت خود:

سخنان حضرت درباره حقانیت خود بیش از آن است که در این جا به آن اشاره شود، کافى است به یاد آوریم که آن حضرت در اوائل خلافت ظاهرى خود در خطبه اى چنین فرمود:

«فَوَ اللّهِ ما زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقّى مُسْتَأْثَراً عَلىَّ مُنْذُ قَبَضَ اللّهُ نَبِیَّهُ (ص) حَتّى یَومِ النّاسِ هذا».[3]

«به خدا سوگند از روزى که خدا جان پیامبر خویش را تحویل گرفت تا امروز همواره حق مسلم من از من سلب شده است».[4]

 

منابع

[1] - نهج البلاغه، خطبه 2.

[2] - نهج البلاغه، خطبه 107.

[3] - نهج البلاغه، خطبه 6.

[4] - راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی، ص:338- 340.

کمپین رهروان غدیر

 

+ نوشته شده در  90/08/23ساعت 9:6  توسط بنده الکی  |